تولد پایان 12 سالگی آنیا
من دختر زمستانم، معشوقهی باران! در رگهایم برف جاریست و استخوانهایم تکههای محکم یخ! من دختر زمستانم! ماهِ عسلم بهمن است و آرمان شهرم قطب ، ریههایم بوی سرما میدهد و خوابهایم از تگرگِ زمستان لبریز! من دختر زمستانم! دستانم بوی لیمو میدهد و موهایم پرتقال ، در چشمانم بنفشه تکثیر میشود و لبهایم با سرخی انار رقیب! من دخترِ زمستانم، دخترِ سرما ، معشوقهی باران ......









